مرضیه ترابی | شهرآرانیوز؛ حمایت از فقرا و افراد بیبضاعت یکی از امور بسیار حسنه و نیکو در هر جامعهای محسوب میشود و پرواضح است که ایرانیان، با آن ادب و ویژگیهای برجسته اخلاقی که تاریخ به آن گواهی میدهد و مورخان آن را بر سطور کتابهای خود نقش کردهاند، همواره توجهی کمنظیر به این مقوله داشتهاند.
در این بین، استفاده از سنت حسنه وقف و نذر برای توسعه این امر خیر، یکی از مهمترین و اساسیترین اقدامات محسوب میشده است. مردم ما در گذشته و حال، هم از باب رفتار انساندوستانه و هم از نظر تأکید دینی و تأمین توشه اخروی، به این موضوع مهم، روی خوش نشان داده و در تقویت آن کوشیدهاند.
بخش عمدهای از این رویکرد، برای حمایت از فقیران و محرومان، البته بهصورت محدود و مقطعی انجام میشد و جمعیت زیادی را هم شامل نمیشد. نذور گاهبهگاه و مناسبتی یا اطعامی از سر شکرانه را که اسباب رسیدگی به حال همنوع است، باید از این قبیل دانست که در جامعه ما، خوشبختانه، نمونههای فراوان، متداول و دائمی دارد.
با این حال، تلاش برای تمرکز فعالیتهای خیریه و سازماندهی سازوکاری که بتواند آنها را به شکلی هدفمند و دائمی در خدمت فعالیتهای اجتماعی قرار دهد، از دیرباز دغدغه برخی افراد ذینفوذ و البته ثروتمندان خیراندیش جامعه ایرانی بوده است. در این مسیر، گاه حکومتها نیز همراه جریان فعال اجتماعی و امور خیریه در جامعه میشدند و از این طریق، ضمن مدیریت اوضاع از طریق نهاد قدرت، بخشی از درآمدهای عمومی را هم به این کار اختصاص میدادند.
مثال زنده و امروزی چنین رویکردی را میتوان در تأسیس کمیته امداد امامخمینی (ره) مشاهده کرد؛ نهادی عمومی و غیردولتی که در ۱۴ اسفند ۱۳۵۷ خورشیدی و بر بستر جریانهای امدادرسانی مردمی شکل گرفت و بهتدریج، بخشی از بودجه دولتی نیز به آن اختصاص داده شد و به گستردگی جغرافیایی و تمرکز سازمانی مناسبی دست یافت. تأسیس چنین نهادهایی، هرچند بهصورت بسیار محدودتر، در تاریخ ایران و البته شهر مشهد پرسابقه است و نمونههای قابل ارائه بسیاری دارد که در این گزارش به برخی از آنها خواهیم پرداخت.
مشهد در زمینه سازماندهی خدماتِ حمایت از محرومان و فقیران جامعه، سابقهای بسیار روشن و تاریخی دارد. این سابقه تا حد زیادی مرهون وجود مضجع شریف امامرضا (ع) در این شهر است که البته باید آن را دلیل اصلی ایجاد مشهد نیز بدانیم. در قدیمیترین وقفنامههای موجود در آستانقدسرضوی، ردونشانی از این فعالیتها وجود دارد و تا جایی که میدانیم و بارها در همین صفحه بررسی شده، بخش عمدهای از این خدمترسانی به تأمین غذا و اطعام، اختصاص داشته است.
مشهورترین سازمان اطعام محرومان و فقرا، تشکیلات قدیمی «مهمانسرای حضرتی» است که در اواخر دوره تیموری و به دست امیرعلیشیرنوایی، با نام اختصاصی «غلورخانه» تأسیس شد و با توزیع «آش فقرا» بهصورت روزانه، بخش مهمی از فرایند اطعام نیازمندان شهر و نیز، زائران فقیر را سازماندهی کرد. با این حال، رسیدگی به امور نیازمندان، صرفا در قالب اطعام تمرکز نداشت. سقایت و تأمین آب آشامیدنی سالم و گوارا برای محرومان هم، بخشی از این خدمترسانی بود.
تلاشهای گستردهای برای تأمین این نیاز در مشهد قدیم سازماندهی شد؛ از رساندن آب چشمه «گلسب» در دوره تیموری و تأسیس نهر خیابان در دوره صفویه بگیرید تا تلاشهای گسترده دوره افشاریه و وقف اموالی برای استخدام سقاها و رساندن آب به حرم رضوی و اطراف آن و البته بعدها، در دوره نیرالدوله (در ۱۳۳۳ قمری)، نصب پمپ بخار در باغ منبع و رساندن آب آن به مسجد گوهرشاد، در همین راستا صورت گرفته است.
بخش دیگری از این حرکت جمعی که ذیل مدیریت آستانقدسرضوی – البته با فرازوفرودهایی– اداره میشد، موضوع رسیدگی به امور بیماران نیازمند بود که از طریق دارالشفای حضرتی و با اختصاص موقوفات و نذورات به این کار، انجام میگرفت و امروزه توسعه چشمگیری یافته است.
به غیر از اقداماتی که به امور درمانی و نیازهای غذایی افراد نیازمند مربوط میشد، موضوع ایجاد سرپناه برای آنها هم مطرح بود. این موضوع بهویژه در زمستان اهمیت بسیاری داشت. هر ساله در فصل سرد، تعدادی از فقرا بهعلت گرفتاری در سرما، جان خود را از دست میدادند. این دسته از فقرا کسانی بودند که اصولا سرپناهی نداشتند و ناچار به گذران عمر در معابر عمومی، بیغولههای بیرون از شهر و خانههای متروکه در حاشیه محلهها بودند.
برای حمایت از این افراد، معمولا اقدام مؤثری انجام نمیگرفت؛ چون این نیاز، همیشگی و پیوسته نبود؛ به همین دلیل، این افراد با زحمت فراوان برای خود مکان گرمی دستوپا میکردند؛ از طویله برخی اغنیا بگیرید تا «تون» یا «گلخن» حمامهای شهر که بهواسطه آتش زیر خزینه، گرم بود و میتوانست آنها را از خطر مرگ ناشی از سرما نجات دهد.
البته این مکانها از نظر بهداشتی در وضعیت بهشدت خطرناک و اسفباری قرار داشت و بیماریهای مسری و کشنده در این افراد شیوع پیدا میکرد. چالش فقدان تأسیساتی که بتواند از محرومان بهصورت سازماندهیشده دربرابر سرما حفاظت کند، بهظاهر تا دوره حکومت نیرالدوله در خراسان وجود داشت و عملا برای آن فکری نشده بود.
تا اینکه به احتمال برای نخستینبار در سال ۱۲۸۱ خورشیدی، تأسیس گرمخانه در مشهد، وارد مرحله احداث سازماندهیشده و گسترده شد. پدیده تأسیس گرمخانه، بهعنوان نوعی نهاد حمایتی از طبقات بسیار فرودست جامعه، هنگامی مورد توجه قرار گرفت که در زمستان سخت سال ۱۲۸۱ خورشیدی، تعدادی از افراد پناهگرفته در حرم رضوی و بازارهای حاشیه آن، بر اثر سرما جان باختند، این درحالی بود که بخشی از آنها را در فضای رواقها جا داده بودند و خدمترسانی بیشتر به فقرا در این زمینه و در اماکن متبرکه، امکان نداشت و نیاز به مساعدتی گسترده و حمایتی بایسته بود. حاکم وقت خراسان با علم به ضرورت این مسئله، دستور تأسیس گرمخانهها را در محلات مشهد و با بودجه مخصوص شخصی و دولتی، صادر کرد.
میرزاصادقخان ادیبالممالک فراهانی موضوع تأسیس گرمخانه در مشهدِ سال ۱۲۸۱ خورشیدی را، با آبوتاب فراوان، در یکی از صفحات روزنامه ادب، مورخ ششم ذیالقعده ۱۳۲۰هجریقمری (۱۴ بهمن ۱۲۸۱ خورشیدی) گزارش کرده است که مطالعه آن به عنوان سندی از تکاپوهای خدمات اجتماعی در مشهد ۱۲۴ سال پیش، میتواند برای پژوهشگران و علاقهمندان به تاریخ، جذاب و پرنکته باشد:
«مجملی از وقایع شهری/ امسال به حدی برف و سرما در مشهد اشتداد (شدت) بههم رسانید که شب جمعه ۲۳ شوال (۲ بهمن ۱۲۸۱ خورشیدی) وقت اذان صبح، درجه میزانالحراره (سانتیگراد) که در بیرون اطاق نصب شده بود، چهارده درجه زیر صفر واقع بود. چند نفر از فقرا و غربا درمیان مسجد و صحن از سرما سیاه شده و به هلاکت رسیدند...
شاهزاده نیرالدوله (حاکم وقت خراسان) ... بعد از شنیدن این خبر جانکاه، مقرر فرمودند که در تمام محلات این شهر در هر محله، دو مکان بزرگ برای گرم شدن و خفتن فقرا و غربای بیسروسامان تهیه شود که هریک تقریبا چهلپنجاه نفر در آنها بگنجد و برای هریک از آنها پنج من هیزم تحویل شود که در دو دفعه بسوزانند و اطاق را گرم [کنند]و به یک هوا نگه دارند و این مسئله را حسبالامر مبارک به تمام فقرا اعلان فرمودند...
در حینی که به نگارش این صحیفه مشغول بودم، مخبر سیار ما آگاهی داد که الساعه از طرف کارگزاران ایالت جلیله امر و مقرر گردید که فقرای گرسنه بیبضاعت را که در آن گرمخانه محبت میهمان فضل و کرم... میباشند، هر شب پیش از غروب، نفری پنج سیر نان بدون وساطت غیر به دست خودش بدهند و برود از خباز به سنگ تمام دریافت کند...»
با توجه به اینکه تعداد محلات مشهد در این دوره، به احتمال زیاد، به عدد ۶ میرسید (شامل محلات قدیمی نوغان، سراب، سرشور، عیدگاه، بالاخیابان و پایینخیابان)، تعداد گرمخانههای احداثشده در آن سال، به عدد ۱۲ میرسیده است.
در این گرمخانهها، طبق گزارش ادیبالممالک، قریب به پانصد نفر اسکان داده شده بودند که حدود یکدرصد از جمعیت شهر را شامل میشد و بهطور روزانه، چیزی نزدیک به ۱۸۸ کیلوگرم نان در میان آنها توزیع میشد. باید توجه داشت که این کار در سالهای قحطی صورت میگرفت و تأمین این حجم نان روزانه که در یک ماه، وزن آن به بیش از پنجونیم تُن میرسید، کار سادهای نبود.
علاوه بر این، تهیه سوخت روزانه، کار دشواری بوده است. هر گرمخانه روزانه ۱۵ کیلوگرم هیزم مصرف میکرد و برای تأمین گرمای همه گرمخانهها، به صورت روزانه، ۱۸۰ کیلوگرم هیزم و در ماه حدود پنجونیم تُن هیزم لازم بود که هزینه تأمین آن، رقم قابلملاحظهای را شامل میشد. به همین دلیل، بیتردید، نیرالدوله علاوهبر بودجه دولتی و سهم شخصی، تعدادی از متمولان و ثروتمندان شهر را هم پای کار آورده بود تا با استفاده از همراهی و کمکشان، کار تأمین نیازهای گرمخانهها را سازماندهی کند.
بعدها و با تأسیس بلدیه (شهرداری) در مشهد، فرایند خدمترسانی به فقرای شهر و تأمین نیازهای ضروریشان، در محدوده تکالیف بلدیه قرار گرفت و بخشی از بودجه سالانه شهرداریها به این امر اختصاص داده شد. البته در این فعالیتها، جمعیتهای مردمنهاد همواره حضوری فعال داشتند.
بهعنوان نمونه در دهه ۱۳۲۰ خورشیدی، جمعیتی از زنان مشهدی، ذیل عنوان «مادران محصلان» شکل گرفته بود که فعالیتهایی را در راستای کمک به فقرا و حل نیازهای اضطراری آنها سازماندهی میکرد.
جریان وابسته به علمای شهر نیز، بخش مهمی از این خدمترسانی را برعهده داشت؛ بهویژه در حوزههایی مانند امداد به بیماران جذامی، علما پیشگام بودند و در دهههای متأخر، افرادی مانند مرحوم آیتا... میرزاجوادآقای تهرانی، بهصورت شخصی برای توزیع ارزاق عمومی، نزد جذامیان آمدوشد داشتند که شرح آن، فرصتی دیگر و مجالی گستردهتر میطلبد.